1 / 65
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ
خدایا! از تو درخواست میکنم به رحمتت که همه چیز را فرا گرفته است،
1 / 65
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ
خدایا! از تو درخواست میکنم به رحمتت که همه چیز را فرا گرفته است،
2 / 65
وَبِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ، وَخَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ، وَذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ
و به نیرویت که با آن هر چیزی را مقهور ساختی، و در برابرش همه چیز فروتن و خوار گردیده،
3 / 65
وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبْتَ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ
و به جبروتت که با آن بر همه چیز چیره گشتی،
4 / 65
وَبِعِزَّتِكَ الَّتِي لا يَقُومُ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ
و به عزتت که هیچ چیز در برابرش نمیایستد،
5 / 65
وَبِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ كُلَّ شَيْءٍ
و به عظمتت که همه چیز را پر کرده است،
6 / 65
وَبِسُلْطَانِكَ الَّذِي عَلا كُلَّ شَيْءٍ
و به سلطنتت که بر همه چیز برتری یافته،
7 / 65
وَبِوَجْهِكَ الْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِ كُلِّ شَيْءٍ
و به ذاتت که پس از نابودی همه چیز باقی است،
8 / 65
وَبِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْءٍ
و به نامهایت که ارکان همه چیز را پر کرده است،
9 / 65
وَبِعِلْمِكَ الَّذِي أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ
و به علمت که بر همه چیز احاطه دارد،
10 / 65
وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ
و به نور ذاتت که همه چیز در پرتو آن روشن گشته است.
11 / 65
يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ، يَا أَوَّلَ الأَوَّلِينَ وَيَا آخِرَ الآخِرِينَ
ای نور! ای منزه از هر عیب! ای آغاز نخستینها و ای پایان آخرینها!
12 / 65
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ
خدایا! بیامرز برای من گناهانی را که پردههای عصمت را میدرد.
13 / 65
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ
خدایا! بیامرز برای من گناهانی را که کیفرها را فرود میآورد.
14 / 65
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ
خدایا! بیامرز برای من گناهانی را که نعمتها را تغییر میدهد.
15 / 65
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ
خدایا! بیامرز برای من گناهانی را که دعا را حبس میکند.
16 / 65
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاءَ
خدایا! بیامرز برای من گناهانی را که بلا را نازل میکند.
17 / 65
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ خَطِيئَةٍ أَخْطَأْتُهَا
خدایا! بیامرز برای من هر گناهی را که مرتکب شدم و هر خطایی را که از من سر زده است.
18 / 65
اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ، وَأَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَى نَفْسِكَ، وَأَسْأَلُكَ بِجُودِكَ أَنْ تُدْنِيَنِي مِنْ قُرْبِكَ، وَأَنْ تُوزِعَنِي شُكْرَكَ، وَأَنْ تُلْهِمَنِي ذِكْرَكَ
خدایا! با یاد تو به سوی تو تقرب میجویم، و تو را شفیع نزد خودت قرار میدهم، و به جود و کرمت از تو میخواهم که مرا به مقام قربت نزدیک سازی، و شکرت را به من روزی کنی، و یادت را به من الهام نمایی.
19 / 65
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خَاشِعٍ، أَنْ تُسَامِحَنِي وَتَرْحَمَنِي، وَتَجْعَلَنِي بِقِسْمِكَ رَاضِيًا قَانِعًا، وَفِي جَمِيعِ الأَحْوَالِ مُتَوَاضِعًا
خدایا! از تو درخواست میکنم درخواست بندهای فروتن، خوار و خاشع که بر من آسان گیری و بر من رحم کنی، و مرا به قسمتی که برایم مقدر کردهای راضی و قانع سازی، و در همه حال متواضع گردانی.
20 / 65
اللَّهُمَّ وَأَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ، وَأَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ، وَعَظُمَ فِيمَا عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ
خدایا! از تو درخواست میکنم مانند درخواست کسی که نیازمندیاش سخت شده، و هنگام سختیها حاجت خود را به درگاه تو آورده، و اشتیاقش به آنچه نزد توست بزرگ گشته است.
21 / 65
اللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ، وَعَلا مَكَانُكَ، وَخَفِيَ مَكْرُكَ، وَظَهَرَ أَمْرُكَ، وَغَلَبَ قَهْرُكَ، وَجَرَتْ قُدْرَتُكَ، وَلا يُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِكَ
خدایا! فرمانرواییات بس بزرگ، و مقامت بس والا، و تدبیرت پنهان، و فرمانت آشکار، و قهرت غالب، و قدرتت نافذ است، و فرار از حکومت تو ممکن نیست.
22 / 65
اللَّهُمَّ لا أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِرًا، وَلا لِقَبَائِحِي سَاتِرًا، وَلا لِشَيْءٍ مِنْ عَمَلِيَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلا غَيْرَكَ
خدایا! بیامرزندهای برای گناهانم، و پوشانندهای برای زشتیهایم، و دگرگونکنندهای برای کار قبیحم به نیکی، جز تو نمییابم.
23 / 65
لا إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ وَبِحَمْدِكَ، ظَلَمْتُ نَفْسِي، وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي، وَسَكَنْتُ إِلَى قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِي وَمَنِّكَ عَلَيَّ
معبودی جز تو نیست؛ منزهی تو و سپاس از آن توست! من به خود ستم کردم، و از روی نادانیام جرأت ورزیدم، و به یاد همیشگیات از من و احسانت بر من آرام گرفتم.
24 / 65
اللَّهُمَّ مَوْلايَ كَمْ مِنْ قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ، وَكَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلاءِ أَقَلْتَهُ، وَكَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَيْتَهُ، وَكَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ، وَكَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلا لَهُ نَشَرْتَهُ
خدایا! ای مولای من! چه بسیار زشتیها که پوشاندی، و چه بسیار بلاهای سنگین که از من بازگرداندی، و چه بسیار لغزشها که مرا از آن نگهداشتی، و چه بسیار ناگواریها که دفع کردی، و چه بسیار ستایش زیبایی که شایسته آن نبودم اما پخش کردی!
25 / 65
اللَّهُمَّ عَظُمَ بَلائي، وَأَفْرَطَ بِي سُوءُ حَالِي، وَقَصُرَتْ بِي أَعْمَالِي، وَقَعَدَتْ بِي أَغْلالِي، وَحَبَسَنِي عَنْ نَفْعِي بُعْدُ أَمَلِي، وَخَدَعَتْنِي الدُّنْيَا بِغُرُورِهَا، وَنَفْسِي بِجِنَايَتِهَا وَمِطَالِي
خدایا! بلایم بزرگ شده، و بدی حالم از حد گذشته، و اعمالم مرا کوتاهدست ساخته، و زنجیرهای تعلقاتم مرا زمینگیر کرده، و آرزوهای دراز مرا از سودم بازداشته، و دنیا با فریبندگیاش و نفسم با جنایتش و امروز و فردا کردنم مرا گول زده است.
26 / 65
يَا سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لا يَحْجُبَ عَنْكَ دُعَائِي سُوءُ عَمَلِي وَفِعَالِي، وَلا تَفْضَحْنِي بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّي، وَلا تُعَاجِلْنِي بِالْعُقُوبَةِ عَلَى مَا عَمِلْتُهُ فِي خَلَوَاتِي مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَإِسَاءَتِي، وَدَوَامِ تَفْرِيطِي وَجَهَالَتِي، وَكَثْرَةِ شَهَوَاتِي وَغَفْلَتِي
ای آقای من! به عزتت از تو درخواست میکنم که بدی رفتار و کردارم دعایم را از تو نپوشاند، و مرا با آنچه از رازهای پنهانم آگاهی رسوا نسازی، و در کیفر کارهایی که در خلوت انجام دادم شتاب نکنی: از بدی رفتار، کوتاهی مدام، نادانی، شهوترانی زیاد و غفلتم.
27 / 65
وَكُنِ اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِي فِي كُلِّ الأَحْوَالِ رَؤُوفًا، وَعَلَيَّ فِي جَمِيعِ الأُمُورِ عَطُوفًا
و خدایا! به عزتت قسم که در همه حال با من مهربان باش، و در تمام امور بر من عطوفت فرما.
28 / 65
إِلَهِي وَرَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي، وَالنَّظَرَ فِي أَمْرِي
معبود من و پروردگار من! جز تو چه کسی را دارم که از او برطرف شدن بدحالی و توجه به کارم را درخواست کنم؟
29 / 65
إِلَهِي وَمَوْلايَ أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْمًا اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوَى نَفْسِي، وَلَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّي، فَغَرَّنِي بِمَا أَهْوَى وَأَسْعَدَهُ عَلَى ذَلِكَ الْقَضَاءُ، فَتَجَاوَزْتُ بِمَا جَرَى عَلَيَّ مِنْ ذَلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ، وَخَالَفْتُ بَعْضَ أَوَامِرِكَ
معبودم و مولایم! بر من حکمی را جاری کردی که در آن از هوای نفسم پیروی کردم، و در آن از آراستن دشمنم پرهیز نکردم، پس مرا به آنچه دلخواهم بود فریفت و قضا نیز او را یاری داد، و در اثر آنچه بر من رفت از برخی حدودت تجاوز کردم و با برخی از فرمانت مخالفت نمودم.
30 / 65
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَيَّ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ، وَلا حُجَّةَ لِي فِيمَا جَرَى عَلَيَّ فِيهِ قَضَاؤُكَ، وَأَلْزَمَنِي حُكْمُكَ وَبَلاؤُكَ
پس سپاس بر من است در تمام اینها برای تو، و مرا هیچ حجتی نیست در آنچه قضایت بر من جاری شده، و حکم و آزمایشت مرا ملزم ساخته است.
31 / 65
وَقَدْ أَتَيْتُكَ يَا إِلَهِي بَعْدَ تَقْصِيرِي وَإِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي مُعْتَذِرًا نَادِمًا، مُنْكَسِرًا مُسْتَقِيلاً، مُسْتَغْفِرًا مُنِيبًا، مُقِرًّا مُذْعِنًا مُعْتَرِفًا
و اینک ای معبود من! پس از کوتاهی و زیادهروی بر خویشتن، عذرخواه، پشیمان، دلشکسته، پوزشطلب، آمرزشخواه، بازگشته، اقرارکننده، معترف و اذعانکننده به درگاهت آمدهام.
32 / 65
لا أَجِدُ مَفَرًّا مِمَّا كَانَ مِنِّي، وَلا مَفْزَعًا أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ فِي أَمْرِي، غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرِي، وَإِدْخَالِكَ إِيَّايَ فِي سَعَةٍ مِنْ رَحْمَتِكَ
هیچ راه فراری از آنچه از من سر زده نمییابم، و هیچ پناهگاهی که در کارم به آن رو آورم ندارم، جز اینکه عذرم را بپذیری و مرا در فراخی رحمتت وارد سازی.
33 / 65
اللَّهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرِي، وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّي، وَفُكَّنِي مِنْ شَدِّ وَثَاقِي
خدایا! پس عذرم را بپذیر، و بر سختترین بدحالیام رحم کن، و مرا از بند محکم گناهانم رها ساز.
34 / 65
يَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي، وَرِقَّةَ جِلْدِي، وَدِقَّةَ عَظْمِي
ای پروردگار من! بر ناتوانی تنم، و نازکی پوستم، و باریکی استخوانم رحم کن.
35 / 65
يَا مَنْ بَدَأَ خَلْقِي وَذِكْرِي وَتَرْبِيَتِي وَبِرِّي وَتَغْذِيَتِي، هَبْنِي لاِبْتِدَاءِ كَرَمِكَ، وَسَالِفِ بِرِّكَ بِي
ای کسی که آفرینش، یاد، پرورش، نیکی و روزی مرا آغاز کردی! مرا به پاس همان آغاز کرمت و نیکی دیرینهات به من ببخش.
36 / 65
يَا إِلَهِي وَسَيِّدِي وَرَبِّي، أَتُرَاكَ مُعَذِّبِي بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ، وَبَعْدَ مَا انْطَوَى عَلَيْهِ قَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِكَ، وَلَهَجَ بِهِ لِسَانِي مِنْ ذِكْرِكَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَمِيرِي مِنْ حُبِّكَ، وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرَافِي وَدُعَائِي خَاضِعًا لِرُبُوبِيَّتِكَ
ای معبودم، ای آقا و پروردگارم! آیا باور کنم مرا به آتشت عذاب میکنی پس از آنکه به توحیدت اقرار کردم، و پس از آنکه دلم به معرفتت پیوند خورد، و زبانم به یادت گویا شد، و نهادم به محبتت اعتقاد یافت، و پس از اعتراف صادقانه و دعای خاضعانهام در برابر پروردگاریات؟
37 / 65
هَيْهَاتَ! أَنْتَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ، أَوْ تُبْعِدَ مَنْ أَدْنَيْتَهُ، أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ، أَوْ تُسَلِّمَ إِلَى الْبَلاءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَرَحِمْتَهُ
هرگز! تو بزرگوارتر از آنی که پروردهات را ضایع کنی، یا کسی را که نزدیک کردی دور سازی، یا کسی را که پناه دادی برانی، یا کسی را که سرپرستی کردی و به او رحم نمودی به بلا واگذاری!
38 / 65
وَلَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدِي وَإِلَهِي وَمَوْلايَ! أَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سَاجِدَةً، وَعَلَى أَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِكَ صَادِقَةً، وَبِشُكْرِكَ مَادِحَةً، وَعَلَى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإِلَهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً، وَعَلَى ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتَّى صَارَتْ خَاشِعَةً، وَعَلَى جَوَارِحَ سَعَتْ إِلَى أَوْطَانِ تَعَبُّدِكَ طَائِعَةً، وَأَشَارَتْ بِاسْتِغْفَارِكَ مُذْعِنَةً؟
کاش میدانستم ای آقایم، معبودم و مولایم! آیا آتش را مسلط میکنی بر صورتهایی که برای عظمتت سجدهکنان افتادهاند، و بر زبانهایی که صادقانه به توحیدت گویا شده و با سپاست مدح کردهاند، و بر دلهایی که با حقیقت به خداییات اعتراف کردهاند، و بر نهادهایی که از دانشت لبریز شده تا خاشع گشتهاند، و بر اعضایی که مطیعانه به سوی پرستشگاههایت شتافتهاند و با اذعان به آمرزشخواهیات اشاره کردهاند؟
39 / 65
مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِكَ، وَلا أُخْبِرْنَا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يَا كَرِيمُ
چنین گمانی به تو نیست، و از فضل تو چنین به ما خبر داده نشده است، ای کریم!
40 / 65
يَا رَبِّ وَأَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِي عَنْ قَلِيلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْيَا وَعُقُوبَاتِهَا، وَمَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَى أَهْلِهَا، عَلَى أَنَّ ذَلِكَ بَلاءٌ وَمَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ، يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ، قَصِيرٌ مُدَّتُهُ
ای پروردگارم! تو ناتوانی مرا در برابر اندکی از بلای دنیا و کیفرهای آن و ناگواریهایی که بر اهلش میگذرد میدانی، با اینکه آن بلا و ناگواری درنگش اندک، بقایش ناچیز و مدتش کوتاه است.
41 / 65
فَكَيْفَ احْتِمَالِي لِبَلاءِ الآخِرَةِ، وَجَلِيلِ وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيهَا، وَهُوَ بَلاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَيَدُومُ مَقَامُهُ، وَلا يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ، لأَنَّهُ لا يَكُونُ إِلاَّ عَنْ غَضَبِكَ وَانْتِقَامِكَ وَسَخَطِكَ، وَهَذَا مَا لا تَقُومُ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ
پس چگونه تاب آورم بلای آخرت و ناگواریهای بزرگ آن را؟ در حالی که آن بلایی است که مدتش طولانی، ماندگاریاش ابدی، و برای اهلش تخفیفی در آن نیست، چرا که جز از خشم و انتقام و غضب تو سرچشمه نمیگیرد، و این چیزی است که آسمانها و زمین در برابرش دوام نمیآورند.
42 / 65
يَا سَيِّدِي فَكَيْفَ لِي وَأَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ، الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمَسْتَكِينُ
ای آقای من! پس حال من چگونه خواهد بود در حالی که بنده ناتوان، خوار، ناچیز، مسکین و درمانده تو هستم؟
43 / 65
يَا إِلَهِي وَرَبِّي وَسَيِّدِي وَمَوْلايَ، لأَيِّ الأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو، وَلِمَا مِنْهَا أَضِجُّ وَأَبْكِي، لأَلِيمِ الْعَذَابِ وَشِدَّتِهِ، أَمْ لِطُولِ الْبَلاءِ وَمُدَّتِهِ
ای معبودم، پروردگارم، آقا و مولایم! برای کدامیک از امور به درگاهت شکایت کنم، و برای کدامیک ناله و گریه سر دهم؟ برای دردناکی عذاب و سختیاش، یا برای طولانی بودن بلا و مدتش؟
44 / 65
فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِي لِلْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدَائِكَ، وَجَمَعْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَهْلِ بَلائِكَ، وَفَرَّقْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَأَوْلِيَائِكَ
پس اگر مرا در کیفرها همراه دشمنانت قرار دهی، و میان من و اهل بلایت جمع کنی، و میان من و دوستان و اولیایت جدایی اندازی...
45 / 65
فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلايَ وَرَبِّي، صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ
پس گیرم ای معبودم، آقا، مولا و پروردگارم که بر عذابت شکیبایی ورزیدم، چگونه بر فراقت صبر کنم؟
46 / 65
وَهَبْنِي صَبَرْتُ عَلَى حَرِّ نَارِكَ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إِلَى كَرَامَتِكَ، أَمْ كَيْفَ أَسْكُنُ فِي النَّارِ وَرَجَائِي عَفْوُكَ
و گیرم که بر سوزش آتشت صبر کردم، چگونه از نگریستن به کرامتت چشم پوشم؟ یا چگونه در آتش بمانم در حالی که امیدم عفو توست؟
47 / 65
فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي وَمَوْلايَ أُقْسِمُ صَادِقًا، لَئِنْ تَرَكْتَنِي نَاطِقًا، لأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ الآمِلِينَ، وَلَأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَ صُرَاخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ، وَلَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاَءَ الْفَاقِدِينَ، وَلأُنَادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنْتَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ، يَا غَايَةَ آمالِ الْعَارِفِينَ، يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ، يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ، وَيَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ
پس به عزتت ای آقا و مولایم صادقانه سوگند میخورم: اگر مرا با زبان گویا بگذاری، در میان اهل آتش مانند امیدواران ناله سر میدهم، و مانند دادخواهان فریاد میکشم، و مانند عزیزدادهها بر تو میگریم، و تو را صدا میزنم که: کجایی ای سرپرست مؤمنان! ای نهایت آرزوی عارفان! ای فریادرس فریادخواهان! ای محبوب دلهای راستگویان! و ای معبود جهانیان!
48 / 65
أَفَتُرَاكَ سُبْحَانَكَ يَا إِلَهِي وَبِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فِيهَا صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فِيهَا بِمُخَالَفَتِهِ، وَذَاقَ طَعْمَ عَذَابِهَا بِمَعْصِيَتِهِ، وَحُبِسَ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا بِجُرْمِهِ وَجَرِيرَتِهِ، وَهُوَ يَضِجُّ إِلَيْكَ ضَجِيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ، وَيُنَادِيكَ بِلِسَانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ، وَيَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ
آیا باور کنم - منزهی تو ای معبودم و به سپاست والایی - که در آتش صدای بنده مسلمانی را بشنوی که در آن به خاطر مخالفتش زندانی شده، و طعم عذابش را به خاطر معصیتش چشیده، و میان طبقاتش به خاطر جرم و جنایتش محبوس گشته، در حالی که مانند امیدوار به رحمتت ناله میزند، و با زبان اهل توحیدت تو را میخواند، و به پروردگاریات متوسل میشود؟
49 / 65
يَا مَوْلايَ فَكَيْفَ يَبْقَى فِي الْعَذَابِ وَهُوَ يَرْجُو مَا سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ، أَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ وَهُوَ يَأْمُلُ فَضْلَكَ وَرَحْمَتَكَ، أَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهِيبُهَا وَأَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَتَرَى مَكَانَهُ، أَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفِيرُهَا وَأَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ، أَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا وَأَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ، أَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبَانِيَتُهَا وَهُوَ يُنَادِيكَ يَا رَبَّهْ، أَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فِي عِتْقِهِ مِنْهَا فَتَتْرُكُهُ فِيهَا
ای مولای من! پس چگونه در عذاب بماند در حالی که به بردباری گذشتهات امید دارد؟ یا چگونه آتش او را به درد آورد در حالی که فضل و رحمتت را آرزو میکند؟ یا چگونه زبانه آتش او را بسوزاند در حالی که تو صدایش را میشنوی و جایش را میبینی؟ یا چگونه خروش آتش او را فراگیرد در حالی که تو ناتوانیاش را میدانی؟ یا چگونه میان طبقاتش مضطرب شود در حالی که راستگوییاش را میدانی؟ یا چگونه ماموران دوزخ او را برانند در حالی که تو را صدا میزند: ای پروردگار من؟ یا چگونه به فضل تو در رهاییاش از آتش امید داشته باشد اما تو او را در آن واگذاری؟
50 / 65
هَيْهَاتَ! مَا ذَلِكَ الظَّنُّ بِكَ، وَلا الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ، وَلا مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدِينَ مِنْ بِرِّكَ وَإِحْسَانِكَ
هرگز! چنین گمانی به تو نیست، و از فضلت چنین شناخته نشده، و با آنچه از نیکی و احسانت با خداپرستان رفتار کردهای شباهتی ندارد!
51 / 65
فَبِيَقِينٍ أَقْطَعُ، لَوْلا مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ، وَقَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلادِ مُعَانِدِيكَ، لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْدًا وَسَلامًا، وَمَا كَانَ لأَحَدٍ فِيهَا مَقَرًّا وَلا مُقَامًا
پس با یقین قاطع میگویم: اگر فرمان نداده بودی به عذاب منکرانت، و حکم نکرده بودی به جاودانگی دشمنانت، قطعاً تمام آتش را سرد و سلامت میکردی، و هیچکس را در آن منزل و مقامی نبود.
52 / 65
لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلأَهَا مِنَ الْكَافِرِينَ، مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ، وَأَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ
اما تو - که نامهایت مقدس است - سوگند یاد کردی که آن را از کافران از جن و انس همگی پر کنی، و دشمنان را در آن جاودانه نگهداری.
53 / 65
وَأَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئًا، وَتَطَوَّلْتَ بِالإنْعَامِ مُتَكَرِّمًا: «أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لا يَسْتَوُونَ»
و تو که ثنایت والاست، ابتدا به عنوان تفضل و کرامت فرمودی: «آیا کسی که مؤمن است مانند کسی است که فاسق است؟ هرگز برابر نیستند.»
54 / 65
إِلَهِي وَسَيِّدِي، فَأَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي قَدَّرْتَهَا، وَبِالْقَضِيَّةِ الَّتِي حَتَمْتَهَا وَحَكَمْتَهَا، وَغَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَهَا، أَنْ تَهَبَ لِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَفِي هَذِهِ السَّاعَةِ، كُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ، وَكُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ، وَكُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ، كَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنْتُهُ، أَخْفَيْتُهُ أَوْ أَظْهَرْتُهُ، وَكُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْبَاتِهَا الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ الَّذِينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّي، وَجَعَلْتَهُمْ شُهُودًا عَلَيَّ مَعَ جَوَارِحِي، وَكُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيَّ مِنْ وَرَائِهِمْ، وَالشَّاهِدَ لِمَا خَفِيَ عَنْهُمْ، وَبِرَحْمَتِكَ أَخْفَيْتَهُ، وَبِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ
معبودم و آقایم! از تو درخواست میکنم به قدرتی که مقدر کردی، و به فرامانی که حتمی و استوار ساختی، و بر هر کس که آن را جاری کردی چیره گشتی، که در این شب و در این ساعت ببخشی بر من هر جرمی را که مرتکب شدم، و هر گناهی را که کردم، و هر زشتی را که پنهان داشتم، و هر نادانی را که انجام دادم، چه آن را پنهان کردم یا آشکار، نهان کردم یا نمایان، و هر کار بدی را که به نویسندگان بزرگوار فرمان ثبتش را دادی، آنان که گماشتی تا آنچه را از من سر میزند حفظ کنند و آنان را همراه اعضایم گواه بر من قرار دادی، و خودت از ماورای آنان مراقب من بودی، و گواه بر آنچه از آنان پنهان ماند، و به رحمتت آن را مخفی کردی و به فضلت پوشاندی.
55 / 65
وَأَنْ تُوَفِّرَ حَظِّي مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَنْزَلْتَهُ، أَوْ إِحْسَانٍ فَضَّلْتَهُ، أَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ، أَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ، أَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ، أَوْ خَطَأٍ تَسْتُرُهُ، يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ
و اینکه بهرهام را فراوان سازی از هر خیری که نازل کردی، یا احسانی که تفضل نمودی، یا نیکیای که پراکندی، یا روزیای که گستردی، یا گناهی که میآمرزی، یا خطایی که میپوشانی. ای پروردگارم، ای پروردگارم، ای پروردگارم!
56 / 65
يَا إِلَهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلايَ وَمَالِكَ رِقِّي، يَا مَنْ بِيَدِهِ نَاصِيَتِي، يَا عَلِيمًا بِضُرِّي وَمَسْكَنَتِي، يَا خَبِيرًا بِفَقْرِي وَفَاقَتِي، يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ
ای معبودم، ای آقا و مولایم، و ای مالکم! ای کسی که اختیارم به دست اوست! ای آگاه از بدحالی و درماندگیام! ای باخبر از فقر و نیازمندیام! ای پروردگارم، ای پروردگارم، ای پروردگارم!
57 / 65
أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَقُدْسِكَ، وَأَعْظَمِ صِفَاتِكَ وَأَسْمَائِكَ، أَنْ تَجْعَلَ أَوْقَاتِي فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً، وَبِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً، وَأَعْمَالِي عِنْدَكَ مَقْبُولَةً، حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَأَوْرَادِي كُلُّهَا وِرْدًا وَاحِدًا، وَحَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَدًا
از تو درخواست میکنم به حقّت و قدست و بزرگترین صفات و نامهایت، که اوقاتم را در شب و روز با یادت آباد سازی، و به خدمتت پیوسته گردانی، و اعمالم را نزدت پذیرفته کنی، تا آنکه اعمال و ذکرهایم همگی زکری واحد گردد، و حالم در خدمت تو همیشگی باشد.
58 / 65
يَا سَيِّدِي يَا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلِي، يَا مَنْ إِلَيْهِ شَكَوْتُ أَحْوَالِي، يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ
ای آقای من! ای کسی که تکیهگاهم بر اوست! ای کسی که احوالم را به او شکایت کردم! ای پروردگارم، ای پروردگارم، ای پروردگارم!
59 / 65
قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي، وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحِي، وَهَبْ لِيَ الْجِدَّ فِي خَشْيَتِكَ، وَالدَّوَامَ فِي الاتِّصَالِ بِخِدْمَتِكَ، حَتَّى أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِي مَيَادِينِ السَّابِقِينَ، وَأُسْرِعَ إِلَيْكَ فِي الْبَارِزِينَ، وَأَشْتَاقَ إِلَى قُرْبِكَ فِي الْمُشْتَاقِينَ، وَأَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصِينَ، وَأَخَافَكَ خَوْفَ الْمُوقِنِينَ، وَأَجْتَمِعَ فِي جِوَارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ
اعضایم را برای خدمتت نیرومند کن، و دلم را بر تصمیم و اراده محکم ساز، و کوشش در ترست و تداوم در پیوستن به خدمتت را به من ارزانی دار، تا در میدانهای پیشتازان به سوی تو برانم، و در میان شتابندگان به سویت بشتابم، و در میان مشتاقان مشتاق قرب تو باشم، و چون مخلصان به تو نزدیک شوم، و چون اهل یقین از تو بترسم، و در جوارت با مؤمنان گرد آیم.
60 / 65
اللَّهُمَّ وَمَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ، وَمَنْ كَادَنِي فَكِدْهُ، وَاجْعَلْنِي مِنْ أَحْسَنِ عَبِيدِكَ نَصِيبًا عِنْدَكَ، وَأَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ، وَأَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ، فَإِنَّهُ لا يُنَالُ ذَلِكَ إِلاَّ بِفَضْلِكَ، وَجُدْ لِي بِجُودِكَ، وَاعْطِفْ عَلَيَّ بِمَجْدِكَ، وَاحْفَظْنِي بِرَحْمَتِكَ
خدایا! هر کس برای من بدی بخواهد او را بدخواه باش، و هر کس با من حیله کند با او حیله کن، و مرا از کسانی قرار ده که بهترین بهره را نزد تو دارند، و نزدیکترین منزلت را به تو، و اختصاصیترین تقرب را نزد تو دارند، چرا که این جز به فضل تو به دست نمیآید؛ و به جودت بر من جود کن، و به مجد و عظمتت بر من توجه فرما، و به رحمتت مرا نگهدار.
61 / 65
وَاجْعَلْ لِسَانِي بِذِكْرِكَ لَهِجًا، وَقَلْبِي بِحُبِّكَ مُتَيَّمًا، وَمُنَّ عَلَيَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِكَ، وَأَقِلْنِي عَثْرَتِي، وَاغْفِرْ زَلَّتِي، فَإِنَّكَ قَضَيْتَ عَلَى عِبَادِكَ بِعِبَادَتِكَ، وَأَمَرْتَهُمْ بِدُعَائِكَ، وَضَمِنْتَ لَهُمُ الإِجَابَةَ
و زبانم را به یادت گویا ساز، و دلم را شیفته محبتت گردان، و با پاسخ نیکویت بر من منت گذار، و لغزشم را نادیده گیر، و خطایم را ببخش، چرا که تو بندگانت را به پرستشت فرمان دادی، و به دعایت امر کردی، و اجابت را برایشان ضامن شدی.
62 / 65
فَإِلَيْكَ يَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِي، وَإِلَيْكَ يَا رَبِّ مَدَدْتُ يَدِي، فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لِي دُعَائِي، وَبَلِّغْنِي مُنَايَ، وَلا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجَائِي، وَاكْفِنِي شَرَّ الْجِنِّ وَالإِنْسِ مِنْ أَعْدَائِي
پس ای پروردگار من! رویم را به سوی تو داشتم، و دستم را به درگاه تو دراز کردم، پس به عزتت دعایم را اجابت کن، و مرا به آرزویم برسان، و امیدم را از فضلت قطع مکن، و شرّ دشمنانم را از جن و انس از من بازدار.
63 / 65
يَا سَرِيعَ الرِّضَا، اغْفِرْ لِمَنْ لا يَمْلِكُ إِلاَّ الدُّعَاءَ، فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ، يَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ، وَذِكْرُهُ شِفَاءٌ، وَطَاعَتُهُ غِنًى، ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ، وَسِلاحُهُ الْبُكَاءُ
ای خشنود شونده زود! ببخش کسی را که جز دعا چیزی ندارد، چرا که تو هر چه بخواهی انجام میدهی؛ ای کسی که نامش دوا، و یادش شفا، و طاعتش توانگری است! رحم کن بر کسی که سرمایهاش امید و سلاحش گریه است.
64 / 65
يَا سَابِغَ النِّعَمِ، يَا دَافِعَ النِّقَمِ، يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ، يَا عَالِمًا لا يُعَلَّمُ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ
ای فراواندهنده نعمتها! ای دفعکننده بلاها! ای روشنایی هراسندگان در تاریکیها! ای دانای آموزشندیده! بر محمد و خاندان محمد درود فرست، و با من آن کن که شایسته توست.
65 / 65
وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَالأَئِمَّةِ الْمَيَامِينَ مِنْ آلِهِ، وَسَلَّمَ تَسْلِيمًا كَثِيرًا
و درود خدا بر پیامبرش و امامان مبارک از خاندانش باد، و سلام فراوان بر آنان.